زندگی قشنگ مونزندگی قشنگ مون، تا این لحظه: 13 سال و 7 ماه و 11 روز سن داره
دخترناز مامان وبابادخترناز مامان وبابا، تا این لحظه: 11 سال و 6 ماه و 2 روز سن داره

عشقه کوچولوی مامان وبابا

امان از...

امان از این موبایل   آدمو رسوا میکنه تا یه پست به ثبت برسه...   شونصدتا غلط املایی و عوض شدن قلم واندازه ی قلم و....    
3 تير 1393

مهمون کوچولوها

این هفته دوتا مهمون کوچولوی با مزه داریم   زهرا ومحمدصدرای عزیز،که دخترعمه وپسرعمه ی   نی نی گولوی ما میشن   واقعا اینکه میگن مهمون حبیب خداست وبا خودش   برکت میاره درسته،حتی اگه اون مهمون،دوتا   فسقلی بانمک باشن...   فعلا که خدا به خیر گذرونده این چند روز رو   ولی گاهی ا قات واقعا حس میکنم الانه که   سقف خونه بیاد پایین...   ولی وقتی فکرمیکنم که چندروز دیگه به سلامتی   خواهرشوهر عزیزم وهمسرش ازسفر برمیگردن   واین آتیش پاره ها از پیش مون میرن،کلی غصه   میریزه تودلم... ...
3 تير 1393

خدایا...

خداجون من سلام   حرف جدیدی ندارم،فقط میخواستم بگم   خیلی دوستت دارم،هوای همه نی نی ها ومامان    باباهاشونو داشته باش،هوای من وعشقمم داشته   باش...   خدایا دوستت دارم...
29 خرداد 1393

بدون عنوان

دلم گرفته،طبق معمول هرشب،ساعت از 2نیمه شب   که میگذره،وبگردی هاودانلودها شروع میشه   امشب اما دلم هوای یه تیکه از بهشتوکرده بود...   اونجا که بودیم بایه آهنگ مخصوصی از خواب بیدار      میشدیم،برای اولین باراین آهنگو اونجا شنیدم   عاشقش شدم،هروقت هم جای دیگه ای میشنیدم   یاد همونجا وهمون دفعه اول وخاطراتش میفتادم   اون سفر،سفرماه عسل مون بود،هیچ وقت فراموشش   نمیکنم،اولین باربود که میرفتم اونجا...   غرض از این حرفا،باهوایی شدن دلم،یاد اون آهنگ   افتادم ورفتم دنبالش که دانلودش کنم ...
27 خرداد 1393

بدون عنوان

خ داجون،کی قراره،ونگ ونگ یه بچه،فضای آروم   خونمونو متلاطم کنه؟   منکه بی صبرانه منتظر این طوفان نرسیده هستم،   فقط خداجون یه کم زودتر قربونت برم،   من عاشق آرامش بعد از طوفانم،   آن هم از نوع نی نی گونه اش... ...
27 خرداد 1393